انقده ماهه که نگو،راه میره همه میمیرن برام...براش ...
شیطونه شیطون،ماشین اومد روش زیرش گرفت،بردمش دکتر...
گفتم: دکتر یه کاری بکن برام!
گفت:ببرش خونه خوب میشه،آوردمش. دو سه روز موند،بعد بو گرفت...
عباس...
عباس این دمکونی و کجا گذاشتی؟
هفت سالشه،پسر خواهرمه،تولد عباس به دنیا اومد...میگم عباس!حضرت عباس ،منم اسمش و گذاشتم عباس .
خواهرم میگفت :خوب نیست به سالومه نمی یاد...سالومه خواهرشه سیزده سالشه
گفتم:چه مرضیه ؟!مگه همه اسما باید به هم بیان؟! مثل ...باران و باربد،شیما و شیرین،
رامین و سیمین ،سام و نرگس ..فیلم ! ای بدی نیست ولی سلیقه من نیست ،پر فروش بوده...
من چیزو دوست دارم ...بگو...ای بابا ...این فیلم چی بود...؟...!!!!
سگ خانم شهرستانی و دزدیدن!راه میرفته،یه موتوری اومده دزدیده رفته!بچه دزدم زیاد شده.
عباس...عباس این ته گرفت.بچه خواهرمه.
دمپایی و کجا گذاشته خدا میدونه...هفت،هشت سالشه...
اما تیزهوش...مولانا می خونه.خدا بیامرزه حسین پناهی رو،می گفت:کفشها با وفاترین جفتهای عالمند.
آخ نمیدونی چقدر دلم یه لیوان شیر داغ می خواد،فکر کنم تب دارم...
عباس...