تبليغاتX
اتاق گریم




روبرويم...پينو کيو آويزان است...از سقف...

پشه آمده تو...

سگ پارس ميکند...
شايد يکي از همسايه ها مرده...


دالی...ماه...دالی

هر از گاهي انگشتی بر شيشه بخار گرفته...
قار قار...

چيزي آن دورتر افتاد...
شايد يکي از همسايه ها اسهال است...


گربه هاي وقيح شايد هم عاشق...

شکمم هم دود نکرده...

خش خش ... رفتگر خیس ... خش خش
شمارش برگهاي اين درخت ...نه ...آن درخت ...
هوس لوبیا پلو هم ندارم ...

مسافر هم ندارم ...
بی چرتي کوتاه ...
پشه رفت بیرون ...
سکوت ...
و ...

باران از نوک کاج هاي سوزني همسايه مي چکد ...

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم مهر 1387ساعت 19:26  توسط صابر ابر  |