تبليغاتX
اتاق گریم - حجم محدب!
 

طره، به دست زن است...
پیچیده بر انگشتان ، می چکد چیزی از جایی...می پیچد صدایش.....حلقه شده سیاهه ی نارسی دوره سیاهیه چشمان...گویی می رقصد ، بی ساز در آن بر آمده ی پر نام...
ماهچندیست ، آرمیده ی ، بیدار منتظر است....
و حالا..به فریادی ...پر از درد دیدن...فارغ می شود.

       

چرا؟ نمی داند ...

+ نوشته شده در  شنبه چهارم آذر 1385ساعت 22:34  توسط صابر ابر  |